محمدتقى نورى

424

اشرف التواريخ ( فارسي )

تركتازى رايات اقبال پس از قتل صوفى اسلام و اعاظم افاغنهء « 1 » هرات چون از فواضل فيوضات عينى و جلايل ( 171 ب ) عنايات لاريبى فتحى چنين از معاضدت « 2 » بواطن ائمهء معصومين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - و نيروى اقبال بىزوال « 3 » صاحبقران سعادت‌قرين نصيب حال شاهزاده اسفنديار همال خسرو كاووس « 4 » دل افراسياب خصال گشت ، در كمال ضراعت و ابتهال جبين شكر و جبههء نياز بر خاك مسكنت نهاده و « 5 » به وظايف حمد و سپاس‌دهنده بىمنّت زبان از هرسر مو گشاد و در همان روز بلاتأمل و درنگ مواكب شير صولت پلنگ‌آهنگ و نسر رايات نصرت آيات عقاب چنگ با معدودى از ملتزمين « 6 » ركاب فيروزى آيين ظفر پيرا به عزم تسخير بلده فاخرهء هرات تشمير ذيل همّت را از فضاى معركه بال‌گشا گردانيد چون هميشه شاهزادهء ظفرلوا را ، شعر « 7 » حفظ خدا و تربيت عقل و سعى بخت * باشد ورا پناه و معين و نگاهبان متوكلا على اللّه چنان براند كه گرد موكب مسعود مرحله مرحله مانند واماندگان كاروان بماند و در عرض راه افواج قاهره با چنگ و چنگال پرخون و چهره‌اى از تابش خورشيد ظفر گلگون . مصرع « 8 » چون ذرّه به آفتاب مىپيوستند تا هواى خارج هرات و سيرگاه خاك مزار از غبار موكب خديو بهمن وقار عنبر بيز و اطراف شهر و باغات محل نزول غازيان خون‌ريز گشت . اگرچه بدان سان كه اشاره شد فيروز ميرزا ، شعر « 9 » شكسته سنان و گسسته كمر * نه ياراى جان و نه پرواى سر

--> ( 1 ) . مج : و صناديد افغان . ( 2 ) . مج : از تصفيه . ( 3 ) . مج : « بىزوال » ندارد . ( 4 ) . مج : كاوس . ( 5 ) . مج : « و » ندارد . ( 6 ) . مج : ملتزمين و حاضرين . ( 7 ) . ملك : ندارد . ( 8 ) . مج : بيت . ملك : ندارد . ( 9 ) . ملك : ندارد .